«ایده برای طراحی سایت شرکتی» را کسی جست‌وجو می‌کند که می‌خواهد سایتش شبیه بقیه نباشد. جواب رایج، فهرستی از ترندهای بصری است، گلس‌مورفیسم، انیمیشن اسکرول، حالت تاریک. ولی سایت شرکتی برای قشنگ‌بودن ساخته نمی‌شود؛ برای این ساخته می‌شود که خریدارِ در حال تصمیم، قبل از تماس، اعتماد کند و تماس بگیرد. دوازده ایده‌ی زیر همه از همین جنس‌اند و هرکدام را در سایتی واقعی دیده‌ایم که کار کرد.

1. برای هر خدمت یک صفحه، نه یک فهرست

صفحه‌ی «خدمات» با ده آیکون و یک خط زیر هرکدام، هیچ سؤالی را جواب نمی‌دهد و برای هیچ عبارتی رتبه نمی‌گیرد. هر خدمت صفحه‌ی خودش را می‌خواهد: برای که، چه تحویل می‌شود، چقدر، چند هفته، نمونه. همین کار را در سایت خودمان کرده‌ایم و دقیقاً همان صفحه‌ها هستند که از گوگل مشتری می‌آورند.

2. قیمت را بگویید، حتی به‌صورت بازه

بزرگ‌ترین ترس شرکت‌ها «رقیب قیمت ما را می‌بیند» است. رقیب قیمت شما را از یک تماس ساختگی هم می‌فهمد؛ خریدار واقعی است که بدون قیمت صفحه را می‌بندد. بازه‌ی «از X» با توضیح اینکه چه چیزی عدد را جابه‌جا می‌کند، لید کمتر ولی جدی‌تر می‌آورد، و وقت تیم فروش را برای تماس‌های بی‌بودجه هدر نمی‌دهد.

3. نمونه‌کار با مسئله، راه‌حل و نتیجه

گالری لوگوی مشتریان اعتماد نمی‌سازد؛ روایت می‌سازد: مشتری چه مشکلی داشت، چه ساخته شد، چه شد. سه نمونه‌ی این‌طوری از سی لوگو بیشتر می‌ارزد. نمونه‌کار مهوا و شهرداری منطقه 15 را همین‌طور نوشته‌ایم.

4. صفحه‌ی «درباره‌ی ما» که آدم دارد

«ما با تکیه بر دانش روز…» را کسی نمی‌خواند. اسم، عکس، نقش، و یک جمله درباره‌ی اینکه هر نفر چه کاری می‌کند. خریدار B2B می‌خواهد بداند با که طرف است. شماره‌ی ثبت شرکت و نشانی دفتر هم همان‌جا.

5. یک دکمه‌ی اصلی، همه‌جا همان

«تماس»، «درخواست پیش‌فاکتور»، «مشاوره رایگان»، «دمو»، چهار دکمه یعنی هیچ دکمه. یکی را انتخاب کنید، در هدر و پایین هر صفحه بگذارید، و بعدش را هم بگویید: «تا صبح روز بعد تماس می‌گیریم».

6. فرم سه‌فیلدی

اسم، موبایل، یک پاراگراف. هر فیلد اضافه درصدی از ارسال‌ها را می‌گیرد. بقیه را در تماس بپرسید. اگر باید فیلتر کنید، یک انتخاب بودجه کافی است.

7. پرسش‌های متداول واقعی

نه «آیا شما بهترین هستید؟»، سؤال‌هایی که تیم فروش هر هفته می‌شنود: چقدر طول می‌کشد، فاکتور رسمی دارید، بعد از تحویل چه می‌شود. با اسکیمای FAQ، همین‌ها در نتایج گوگل هم دیده می‌شوند.

8. شهر و منطقه، بدون اسپم

اگر مشتری‌تان محلی است، «در تهران» در عنوان و یک پاراگراف صادقانه درباره‌ی محدوده‌ی کار کافی است. فهرست پنجاه محله با یک جمله‌ی تکراری، همان چیزی است که گوگل جریمه می‌کند.

9. سرعت به‌جای انیمیشن

هر ثانیه تأخیر روی موبایل، بخشی از بازدیدکننده را می‌برد. اسلایدر تمام‌صفحه، ویدئوی پس‌زمینه و پنج فونت، قشنگ ولی کند. سایت شرکتی باید در دو ثانیه روی اینترنت موبایل باز شود؛ این را می‌شود قبل از تحویل با Lighthouse سنجید.

10. محتوایی که به سؤال خریدار جواب می‌دهد

مقاله‌ی «تاریخچه‌ی صنعت ما» را کسی نمی‌خواند. «X یا Y، کدام برای شرکت ما؟»، «هزینه‌ی Z از چه چیزی ساخته می‌شود؟» را خریدارِ در حال تصمیم می‌خواند، و همان‌جا تماس می‌گیرد.

11. اعتماد قابل بررسی

نماد اعتماد، شماره‌ی ثبت، نشانی روی نقشه، و نظر مشتری با اسم و شرکت، نه «م. الف از تهران». چیزی که خریدار بتواند چک کند، اعتماد می‌سازد؛ چیزی که نتواند، شک.

12. سایت را برای فردا بسازید، نه فقط امروز

اگر یک سال دیگر پرتال مشتری یا فروشگاه لازم است، معماری امروز باید جا داشته باشد. سایت شرکتی روی قالبی که نمی‌شود توسعه‌اش داد، سال بعد دوباره ساخته می‌شود. مرز وردپرس و اختصاصی را قبل از انتخاب بخوانید.

جمع‌بندی

هیچ‌کدام از این دوازده ایده «ترند» نیست و هیچ‌کدام تاریخ انقضا ندارد. همه به یک سؤال برمی‌گردند: خریداری که الان روی سایت است، برای تصمیم چه چیزی لازم دارد؟ اگر سایت شرکتی می‌خواهید، صفحه‌ی طراحی سایت شرکتی همین دوازده مورد را در قالب یک بسته با قیمت و زمان دارد.